دنیای وارونه

دوران عجیبی است.دنیا وارونه شده.انگار هیچ چیز سر جای خودش نیست.بگذریم از تفسیر طولانی این جمله.

البته فقط این وارونگی در زمان ما نیست.

یا رب ستدی مملکت از همچو منی

دادی به مخنثی نه مردی نه زنی

از گردش روزگار معلومم شد

پیش تو چه دف زنی چه شمشیر زنی

این سروده لطفعلی خان زند بود.عجیب است.

یاد او افتادم.یاد شعر معروف: هر دم صدای نی میاد......

تاریخ پر است از {اگر اینطور نمیشد}در کتاب قرن من اثر گونتر گراس آلمانی سه داستان نیمه واقعی پی درپی آمده.در مورد اینکه اگر ارتش آلمان ٣ روز دز یوگسلاوی نمیماند.حتما روس را شکست میداد.

وحال اگر قاجار نبود وزندیه میماند شاید تاریخ این ملک جور دیگری بود.

اگر ایران فاتح نهایی گرجستان بود امروز ما بر نیم جهان حکومت میکردیم.

و اگرهای دیگر.حال این اگرها را در زندگی شخصی ام مرور کنم.که اگر در فلان جا فلان کار را میکردم.اگر به فلان کس نه میگفتم وبه فلان کس بله.شاید امروز روزگار دلپذیرتری داشتم.

از نظر هر کس خوبی وخوشی وشادکامی ولذت واحساس غرور از آنچه که هست با دیگری فرق میکند.آدمهای زیادی حسرت مرا میخورند ومن حسرت دیگران.نه حسادت.

حال میگویم که اگر فلان قضیه را عاقلانه تر حل میکردم.امروز خسران نمیدیدم.اگر چه شکست ها پل پیروزی است اما هر چه پیروز میشوم باز کم است.چرا؟

همیشه احساس میکنم در حال زیانم.یاد آیه قرآن افتادم{ان الانسان لفی خسر}.در گذران پر شتاب زندگی هیچکس را پیروز واقعی نیافتم.

یاد فیلم همشهری کین افتادم.لحظه مرگش.

افسوس که نمیتوان خیلی حرفها را نوشت.نه اینکه قلم باز بماند.بلکه به دلیل رعایت برخی مسایل نمیتوان تحلیل کاملی ارایه داد.

چگونه میتوانم بنویسم که چرا میگویم دنیای وارونه.نمیتوانم.پس چرا نوشتم شاید بدانم.شاید برای اینکه یادم بماند که روزی به دنیا گفتم که وارونه ای.

گل پونه.گل پونه

اگه امروز دلم خونه

امیدم زندگیمونه

که دنیارو بلرزونه

 

/ 3 نظر / 5 بازدید
ژاله

سلام.میدونین مثل بقیه نمینویسین.راستش آدم احساس میکنه یه آشنا دیده.من هم دوست دارم اینهمه اطلاعات داشته باشم. آره دنیا خیلی وارونه شده.قبول دارم.پادشاه

شبگرد

یاد نوشته های هدایت میوفتم.همیشه حقیقتو مینویسی.ولی یکم تلخه.اما حقیقته

زورو

[گل][گل][گل]