اندر احوالات شبهای امتحان

شبهای امتحان شبهای عجیبیه.آدم مرتب میره تو فکر.فکر هر ننه قمری میاد و میرینه تو ذهن آدم!بدبختی حشر آدمم مثل سگ میزنه بالا.موندم با اینیکی چیکار کنم.

حالا من خوبم.این بچه20 ساله ها چی میکنن؟موندم

چهارشنبه سر امتحان مراقب امتحانو تور کردم!!قیافش بدک نبود.ولی راستش من حسابی امواجم بهش میگرفت.خب خودشم کرم میریخت.خوش کون بود.الان یادش افتادم.قراره فردا بعد از امتحان با خانوم مراقب بزنیم بیرون.حسابی حواسمو پرت کرده.

باید یه فکری به حال خودم بکنم.باید نشسته درس بخونم!!!چاره ای نیست.

/ 0 نظر / 2 بازدید