بازگشتم

الان در اتاقم نشسته ام.باران باریده وهوا مانند بهشت شده است.دیشب رسیدم.باز هم سیگاری بر لب دارم و اما در ایران.

نفر اول مقاله حقوقی شدم در میان ٨٧ مقاله از سرتاسر جهان.من را بسیار تشویق کردند وعکس گرفتند وجایزه دادند ومهمان کردند و...............

اما غمگینم.بغض غریبی در گلویم نشسته.چشمانم کمی میسوزد.من نمیتوانم گریه کنم.این مشکل من است.ای کاش بلد بودم گریه کنم.مثل آن روز.

وجود تو خاطره ای جز تو در ذهنم نگذاشت.حال مینویسم برای تو.به یاد تو.

حرفهایی که نتوانستم به تو بگویم ومیدانم قلمم در نوشتن نمیتواند کلمات را کنار یکدیگر بگذارد تا روانم را آزاد کند.

/ 0 نظر / 10 بازدید