تخم چپ

گوشم وز وز میکند.ساعت 12 یکی وساعت 2 یکی وساعت4 هم یکی.زنگ میزنند والتماس وچس ناله میکنند که چرا ولشان کرده ام.یک مشت دختر علاف بیشعور نفهم.نمیدانم چرا این جماعت با بی محل شدن حال میکنند وبیشتر عاشق میشوند.

چرا میخواهند من را اسیر کنند.هرگز یک مرد نباید اسیر وقانع به یک زن باشد.چرا نمیفهمند.

نمیفهمند که اعتبارشان تمام شده.چرا نمیفهمند که من میدانم در لابلای سخنانشان فقط یک احساس مازوخیسمی شدید نهفته.چرا نمیفهمند که من میدانم با هزار نفر دیگر هستند و این افراد فقط به درد تخلیه میخورند.

حالم از هر چی واژه دوستت دارم وعاشقتم به هم میخورد.یک مشت عوضی که خیس کرده اند ومیخواهند با من به اوجش برسند.

جوجه کمونیست حرفهای جنسی خفن میزند که مرا مثلا تحریک کند اما خودش ضجه میکشید.تف به رویت.

بیش از 500 نظر برایم ارسال شده که نمیتوانم تایید کنم.چرا؟به خاطر حرفهایم یک مشت بچه کونی ویک مشت زن ودختر چلوسیده وجنده به من انتقاد میکنند وجالب اینکه اعتقادات مرا به رخ خودم میکشند.آخر حرامزاده ها تا به حال جای من بوده اید که به جای من قضاوت میکنید؟

امروز چه کسی میتواند برایم عشق را معنا کند.

امروز روزی است که سالم ترین دختر با 2 نفر(حداقل)دوست است و یکی را برای عشق وحال وشادمانی ویکی را برای ازدواج میخواهد.در آب نمک.و در همین فضای مجازی اینترنت صبح تا شب با این وآن میلاسد ودر دانشگاه وکوه وسینما وپارک با این وآن کرکر خنده میکند ومیگوید"اینها یک رابطه اجتماعی است"و در کثافت خودش غوطه میخورد واحساس مریم مقدس بودن هم میکند.

من این آدم را فاسد وفاحشه میدانم.این حکم من است.

پس لیاقتی برای وفا داری وغیره ندارد.تازه این شیخ الشیوخشان است.باز بیایید ومثل سگ زر بزنید ومرا به راه راست هدایت کنید.

تازه این اراجیف به وبلاگ هم کشیده شده.شاید دیگر در این وبلاگ ننویسم.برایم تهوع آور است که در جامعه مجازی با کسی بلاسم.

هیچ وقت وهیچ وقت اسیر یک زن نخواهم بود.و هیچ انسانی نمیتواند روح پادشاه مجنون را در بند بکشد.

اگر زیبا باشم واگر خوش بیان باشم یا حتی چرب زبان باشم یا حتی به قول قرطی ها مخ زن باشم.هدیه ایست خداوندی.که مابین من واوست.

عهد کرده ام که هرگز نامردی نکنم.بکارت کسی را نگیرم.و هیچ وقت مخ دختران کم سن وسال را نزنم.به خدا هر کس که با من بود خودش خواست ومن هرگز سراغ کسی نرفتم.و با هر کس مانند خودش بودم برای همین احساس عذاب وجدان نمیکنم.

آنهم برای یک ماده.که همیشه دنبال پول وسقف است.چقدر چندش انگیز است.دختران ترشیده در ولع شوهر که از ده فرسنگی بوی ک...ترشیده شان حالم را به هم میزنند.و فکر میکنند هیچکس نمیفهمد.

حال بیایید وچس ناله کنید ومثل سگ سوزن خورده وق بزنید وانگشت در کونتان فرو ببرید.به درک.خودتان ونظر های کثیفتان.

خداوند تخم چپ را به مرد عطا کرد که تمام پلشتیها را به آن روانه کند ما هم میگوییم به تخم چپمان.

/ 0 نظر / 10 بازدید