موسیقی

مانده ام در فلسفه موسیقی.نمیدانم چگونه یک انسان که مانند دیگران آفریده شده میتواند انسانهای دیگر را با افکار خودش از نت به احساس به سفر ببرد.امروز که بسیاری از شاخه های هنر حالت مبتذل وسبک گرفته اند دیگر نمیتوان برای هنر قداستی خدای گونه قایل شد.لیکن گاهی مواقع چنان مدهوش یک موسیقی بی کلام میشوم که نمیدانم چه کار کنم.

اینطور مواقع برای خودم دنیایی جدید وبکر درست میکنم.انگار که پرواز میکنم در خواب.

آنکس که میتواند با روح من اینگونه بازی کند کیست؟مگر غیر این است که انسانی است مانند من با تمام نیازها وبدی ها وخوبی هایش.پس چگونه مرا افسون میکند؟

حتی شاید او آدم بدی باشد لیکن از خودش اثری خلق میکند که روح انسان را تا ملکوت پرواز میدهد.چگونه قدیس وار میشود افکار یک انسان زمینی متوسط.

فقط یک جواب پیدا کردم.

مگر نه اینکه انسان نیمی از لجن ونیمی از روح خداست.

پس هر گاه کسی چنین به آسمان برسد با تمام نیمه لجن بودنش زمانی است که غرق در نیمه دوم خدای گونه اش است.

این زمانی است که حتی اگر یک انسان خدا را یا خالق را یا اصلا جهان دیگر را قبول نداشته باشد بی اختیار روحش رها میشود و در پاکی وسپیدی پرواز میکند وآنوقت میتواند التهاب روح پریشان وجستجوگرش را به نت وموسیقی ترجمه کند.و بعد کسی را که روحش در همان وادی سرگردان است را با نوای دلش افسون کند.

این پیوند دو فکر دو روح دو احساس دو پرواز و دو نفس است.

اکنون بی اختیار نوشتم ومجنون ومدهوش موسیقی بی کلام هستم.که میشنومش واولین بار است که آن را میشنوم اما احساس میکنم آن را روزگاری در خواب وبیدار شنیده ام وانگار در تار وپود وجودم تنیده شده.

/ 2 نظر / 10 بازدید
آناهیتا

چرا انقدر عصبانی؟ببین پادشاه خودت هم تقصیر داری.وقتی جواب دیگرانو نمیدی وجواب یه دختر وبلاگ نویس عوضی رو با اون نوشته های مسخرش میدی ارزشت کم میشه.تازه تو رو اد کرده.مگه اون از همین فاحشه ها نیست؟لطف کن دیگه جواب اینجور آدما رو نده.

sare

padeshahe aziz va khasteye man.be gole khodet be vez veze magas gosh nade.man khodam dokhtaram.az harfat aslan narahat nashodam.midonam ye dokhtar chegad mitone chendesh angiz bashe.albate hame intori nistan vali aksareshon haminan.are asheg shodan mani nadare.gabol daram.bazam benevis.basssssshe?[منتظر]