خوش رکاب

ماشین قدیمی من.قبل از اینکه سریال خوش رکابو بسازن اسمش خوش رکاب بود.4 سال بود که خوابیده بود.میخوام تعویضش کنم.واسه همین بعد از این همه سال روشنش کردم.البته یه کم دردسر داشت.

با هم رفتیم ویه چرخی زدیم.دوستش دارم.اما انگار دیگه باهام حرف نمیزنه.شایدم میزنه ولی من دیگه نمیتونم صداشو بشنوم.

2 ساعت باهاش چرخ میزدم.اون زمان که فقط خوش رکابو داشتم اوج سرزندگیو رفاقت وعاشق بازیم بود.تمام مدتی که سوارش بودم یاد آدمایی می افتادم که کنارم مینشستنو با هم حال میکردیم.اما درد دلام فقط پیش خوش رکاب بود.انقد تک بود که تو شهر همه منو با اون میشناختن.هر کاری میکردم مچمو میگرفتن.

---سلام فلانی.حالت خوبه؟خوش رکابت خوبه؟خوانواده خوبن؟!!!

چقدر سخته به یاد آوردن آدمها.کسانی که دوستشان داشتی.وحالا به هر دلیلی نیستن.

بغضم گرفت.برای علی.رفیقم.رفیق خفته در خاکم.چقدر مهربان وبا مرام بود.چقدر حساس ودل نازک وچقدر زیبا بود.

نمیخوام به این فکر کنم که از اون چشمای پر از شوق زندگیش چیزی نمونده.اما مگه میشه.هنوزم میرم به حاج خانوم مادرش سر میزنم.هنوزم عکساش بوش نفسش تو اون خونه است.علی همیشه رفیقتم.

و دیگران.کسان دیگری که به یادم می آمدند ومیرفتند.آن دختر کولی که برای من روی سقف خوش رکاب میرقصید.در میان چمنزار.موهای بلند مشکی با چشمانی وحشی.

چه رفاقتها وچه لبخندها وچه اشکها وچه بوسه ها و.........در همین خوش رکاب بود وحالا باید بدهم پرس بشود واسقاط.

چاره ای نیست.گیج ومنگم.

همیشه وقتی میشستمش آرم کارخانه ای جلویش را عاشقانه میبوسیدم.بوسه فرانسوی.

و امروز باز هم بعد از مدتها بوسیدمش در حالی که تمام گوشی هایم را خاموش کرده بودم.

اعتراف میکنم او را بیشتر از تمام زنان ودخترانی که با من بودند دوست داشتم.تازه آن موقع اوج عاشق پیشگی ام بود.و حال اعتقاد راسخ دارم که هیچ دختر یا زنی لیاقت عشق را ندارد.هیچ.

روزگاری است که آهن دل دارد ولی انسان دل ندارد.نه آن تکه از گوشت وخون.آنچه که مرهم زخم باشد.

محرم اسرار من.دوستت دارم داشتم فکر میکردم که اگر به بهشت رفتم از خدا میخواهم تو را نو کند ودر بهشت سوار تو بشوم وبا هم صفا کنیم.

خدا را چه دیدی عزیزکم شاید شد.

/ 0 نظر / 3 بازدید