باز هم خواهم نوشت؟

تقدیر دوباره بر سفر شد.اینبار طولانی تر.به سرزمینی دورتر از سرزمین خودم.از این سرزمین ومردمانش دل شکسته ام.دل زده ام.شاید در ینگه دنیا آسمان رنگ دیگری باشد.نمیدانم.شاید آنجا روح مجنونم اندکی آسوده باشد.همه چیز در قلب آدمی است لیکن خود را به دست تقدیر سپرده ام.

شاید آنجا بتوانم بنویسم.و بعد از اینکه برگشتم هم شاید باز هم دل ودماغ نوشتن پیدا کنم.

اینبار وصیت نامه هم نوشته ام.و غسل شهادت کرده ام.زیرا سفرم را وظیفه میدانم واگر بازگشتی نبود.میخواهم طبق سنت شیعه بمیرم.کاش میتوانستم بیشتر بنویسم لیکن نمیشود.

نمیدانم چرا گرفته ام.ای کاش میتوانستم نام سفرم را هجرت بگویم لیکن فقط سفر است ونه هجرت.هجرتی که لازمه تکامل انسان است.

شاید مقدمه ای بر هجرت باشد.

/ 0 نظر / 3 بازدید